آیا مطهری تنها یک اندیشمند بود؟ آیا او تنها می گفت و می نوشت و دستی از دور بر آتش داشت یا دانشمندی بود که در میدان قهرمانیهای عرصه مبارزه نیز شجاعانه وارد می شد و علم و عمل را به هم درآمیخته بود؟ مقاله حاضر با روشن کردن گوشه هایی از زندگی مبارزاتی استاد به این پرسش پاسخ می دهد. 

انقلاب اسلامی در اثر تعامل میان مردم و روحانیت شیعه و در راس آن امام خمینی(ره)، به پیروزی رسید. ایشان به عنوان رهبر حرکت و نهضت اسلامی اعتراضات مردمی سراسری را به سمت وسوی تشکیل نظامی جدید براساس آرمانهای اسلامی شیعی سوق داد. در بررسی نقش اقشار مختلف در پیروزی نهضت اسلامی، روحانیت مبارز و انقلابی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد: نخست، رهبران فکری و فرهنگی هستند که شاگردان ممتاز امام (ره) بودند. در میان این دسته می توان به آیت الله دکتر شهید بهشتی، آیت الله دکتر مفتح، حجت الاسلام دکتر باهنر، و سرانجام آیت الله استاد مطهری، اشاره کرد. دسته دوم علمای شهرستانها بودند که به جهت موقعیت اجتماعی و مذهبی و نفوذی که در شهرهای محل سکونت خود داشتند، نقش مهمی در انقلاب ایفا کردند. شخصیتهایی چون آیت الله شهید قاضی طباطبایی در آذربایجان، شهید دستغیب در فارس، آیت الله شهید صدوقی در یزد، آیت الله شهید اشرفی اصفهانی در کرمانشاه، آیت الله شهید مدنی در همدان و مرحوم آیت الله شیرازی در مشهد هریک مبارزات مهمی را در راستای نهضت اسلامی به رهبری امام انجام دادند. در مرتبه سوم، وعاظ و گویندگان انقلابی چون مرحوم حجت الاسلام فلسفی، شهید حجت الاسلام محلاتی، مرحوم حجت الاسلام حسینی همدانی، حجت الاسلام شجونی، معادیخواه و... قرار دارند که با زبان گویای خود تاثیر قابل توجهی در بیداری افکار عمومی جامعه داشتند. دسته چهارم نیز ائمه جماعات هستند که در مساجد محل خود تاثیرگذار بودند.

در میان این چهار دسته، ضمن آن که هرکدام ویژگیها و تاثیر خاصی دارند، گروه نخست به جهت تولید فکر و اندیشه و بستر سازی فرهنگی لازم برای انقلاب و دگرگونی، از اهمیت شایان توجهی برخوردار است. این دسته، در کنار مبارزات سیاسی علیه حکومت، شیوه جدیدی را در راستای مبارزه به کار گرفتند. آنان با ایجاد تغییر در ماهیت و کارایی وعظ و خطابه، به مبارزه صبغه فرهنگی دادند و در یک حرکت بی سابقه «تٍز روحانیت غیرحرفه ای» را مطرح کردند؛ به این صورت که با انتخاب شغل آموزشی و فرهنگی در آموزش وپرورش یا وزارت آموزش عالی، ضمن برقراری تماس مداوم با محیط دانشگاهی، دانشجویان و دانش آموزان، سعی کردند دغدغه معیشت را نیز از خود دور سازند و ضمنا فعالیتهای فرهنگی خود را تحت لوای این مجموعه ها، به دور از محدودیتهای موجود پیگیری کنند. شهیدان دکتر بهشتی، دکتر باهنر، دکتر مفتح و مطهری، همه از جمله شاگردان طراز اول امام بودند که در آموزش وپرورش و یا دانشگاه خدمت می کردند.

ویژگی دیگر این گروه، کسب تحصیلات دانشگاهی در کنار تحصیل علوم دینی در حوزه های علمیه بود. درواقع آنها با ورود به دانشگاه، کسب مدارج عالی علمی و اشتغال به تدریس در این مراکز، تصور تقابل علوم جدید با علوم دینی و حوزوی را منتفی کردند. در این مقام و موقعیت بود که شخصیتهایی چون استاد مطهری و دکتر مفتح توانستند در مراکز علمی در جمع جوانان مستعد، اندیشه ناب اسلامی را ترویج نمایند.

در بررسی هایی که پیرامون انقلاب اسلامی صورت گرفته است، متاسفانه نقش این دسته در بسترسازی فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی مورد غفلت قرار گرفته و یا با اجمال و اختصار از آن گذشته اند. در این نوشتار، با سیری کوتاه در زندگانی و مبارزات سیاسی فرهنگی آیت الله شهید مطهری، فرازهایی مهم از مبارزات او مطرح خواهد شد.

آیت الله مرتضی مطهری در سیزدهم بهمن سال1298.ش در قریه فریمان واقع در هفتادوپنج کیلومتری شهر مشهد در خانواده ای مذهبی و روحانی به دنیا آمد. وی پس از طی تحصیلات اولیه در مکتب، به فراگیری دروس ابتدایی پرداخت و از سن دوازده سالگی در حوزه علمیه مشهد به تحصیل علوم دینی مشغول گردید.مطهری در سال1316.ش در شرایط مبارزه شدید حکومت پهلوی با روحانیت و مظاهر اجتماعی اسلامی، به منظور تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم شد. او در دوران اقامت پانزده ساله خود در قم از درس فقه و اصول آیت الله العظمی بروجردی استفاده کرد؛ همچنین به مدت دوازده سال از محضر امام خمینی(ره) فلسفه ملاصدرا، عرفان، اخلاق و اصول را آموخت، تاجایی که از شاگردان خصوصی امام به حساب می آمد.

مطهری، پس از امام، به درس فلسفه علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان منتقل شد. ایشان نهج البلاغه را نزد آیت الله علی آقا شیرازی فراگرفت.[4] از اساتید دیگر وی می توان به آیت الله العظمی حجت کوه کمره ای در اصول و آیت الله محمد محقق داماد در فقه اشاره کرد. آیت الله مطهری پس از تکمیل تحصیلات خود در سال1331 به تهران منتقل شد. وی ابتدا در مدرسه سپهسالار و سپس در مدرسه مروی به تدریس پرداخت. ایشان در همین ایام، مقدمه و پاورقی بر جلد اول اصول فلسفه و روش رئالیسم را به پایان رساند و در سال1334 فعالیت علمی خود را در دانشکده الهیات و معارف اسلامی آغاز کرد. ازاین پس، وی در قالب ایراد سخنرانی و نگارش کتاب، همکاری گسترده ای را با مجامع اسلامی و کانونهای مذهبی پی گرفت. پس از تشکیل انجمن پزشکان در سالهای1337 و 1338، مطهری سخنران اصلی جلسات این انجمن بود و این همکاری در سالهای بعد نیز همچنان ادامه یافت.

آغاز فعالیتهای سیاسی فرهنگی استاد مطهری را بایستی از سال1337 دانست؛ زیرا در این سال بود که شهربانی و ساواک هر دو برای ایشان تشکیل پرونده داده و اعمال، گفتار و کردار وی را به واسطه ماموران خود تحت مراقبت قرار دادند. شهید مطهری از همان آغاز در جریان نهضت اسلامی به رهبری مراجع و در راس آنها امام خمینی در سال1341 به طورفعال حضور داشت. پس از واقعه دوم فروردین سال1342 و حمله نیروهای امنیتی و انتظامی حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز، تعداد زیادی از طلاب دستگیر و به سربازی اعزام شدند. در مدتی که این طلاب در پادگان باغ شاه تهران به سر می بردند، مطهری به دیدار آنها می رفت. ادامه فعالیتهای او ساواک را بر آن داشت تا به وی در این خصوص تذکر دهد. مرتضی مطهری جزو اولین افرادی بود که پس از سرکوب خونین قیام پانزدهم خرداد سال1342 بازداشت شد. این قیام در پی انتشار خبر دستگیری امام خمینی صورت گرفت. دستگیری و زندانی شدن علما و وعاظتا پانزدهم مرداد همان سال ادامه یافت. مطهری همزمان با این وقایع با هیاتهای موتلفه اسلامی رابطه نزدیکی برقرار کرد؛ ضمن آن که از دوره ملی شدن نهضت نفت با فدائیان اسلام نیز در ارتباط قرار گرفته بود. آیت الله مرتضی مطهری به دستور امام عهده دار رهبری و هدایت هیاتهای موتلفه گردید. فعالیتهای او پس از زندان به تبلیغ و سخنرانی در مساجد مشهور تهران مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و مسجد اتفاق متمرکز شد؛ و این در حالی بود که ساواک کنترل و مراقبت شدیدی از سخنرانیهای او به عمل می آورد. سخنرانیهای روشنگرانه مطهری به تهران محدود نمی شد بلکه ایشان در شهرهای متعدد به ویژه در دانشگاهها از جمله دانشگاههای تبریز، شیراز و نفت آبادان، سخنرانیهایی ایراد می کرد که از سوی دانشجویان مورد استقبال قرار گرفت.از جمله اقدامات مهم و تاثیرگذار شهید مطهری، می توان به تاسیس موسسه خیریه تعلیماتی و تحقیقات علمی و دینی حسینیه ارشاد به همراه ناصر میناچی و محمد همایون در بیست وهشتم فروردین 1346 اشاره کرد. گرداننده اصلی حسینیه ارشاد استاد مطهری بود. بعدها دکتر علی شریعتی نیز به حسینیه وارد شد و با حضور آن دو، این مکان رونق خاصی گرفت و مخاطبان اصلی و شرکت کنندگان آن نیز اغلب جوانان و دانشجویان بودند.بااین همه، خط مشی گردانندگان حسینیه ارشاد به گونه ای بود که استاد علیرغم آن که از بانیان آن به شمار می رفت، ناچار به کناره گیری از آنجا شد.

به دنبال حمله نیروهای اسرائیلی به مردم بی دفاع فلسطین و اخراج تعداد زیادی از مردم مظلوم درسال1349، مطهری به همراه علامه طباطبایی و آیت الله موسوی زنجانی شماره حسابهایی جهت کمک به جنگ زدگان افتتاح نمودند که حساسیت فوق العاده ساواک را برانگیخت؛ چنان که به طرق مختلف سعی در تهدید و ارعاب او داشتند؛ از جمله آن که پس از شهادت آیت الله سیدمحمدرضا سعیدی در زندان، ساواک تهران او را احضار کرد و صورت جلسه های متناقض مقامات زندان را در مورد علت مرگ آیت الله سعیدی به وی نشان داد تا بدین وسیله تفهیم کنند که اگر از فعالیتهای خود دست برندارد، دچار چنین سرنوشتی خواهد شد.

در ادامه ایجاد این محدودیتها، ساواک در بیست وششم دی ماه 1349 طی ابلاغی به رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دستور داد ایشان را از ادامه تدریس معاف کنند؛[24] ضمن آن که کلیه فعالیتهای وی چه در تهران و چه در شهرستانها به طورکامل تحت کنترل قرار گرفت و با نزدیک ترشدن موعد برگزاری جشنهای2500ساله شاهنشاهی، این مراقبت و کنترل هرچه بیشتر تشدید گردید.[بااین وجود، مطهری همچنان به سخنرانیهای متعدد خود در مساجد الجواد و هدایت ادامه داد؛ که البته هر دو مسجد در سال1351 تعطیل شدند. ساواک در پی احساس خطر از جانب حسینیه ارشاد، محل مذکور را نیز تعطیل کرد. متعاقب این تعطیلی، تعدادی از جوانان و دانشجویان مسلمان در مقابل درب بسته حسینیه ارشاد دست به تظاهرات زدند که به دستگیری هفده نفر از آنان و از جمله استاد مطهری منجر گردید.

ایشان پس از تحمل مدتی حبس و بازجوییهای مفصل، سرانجام آزاد شد. اما این دستگیری و حبس او را از فعالیتهایش بازنداشت و ایشان پس از آزادی همان رویه سابق خود را ادامه داد. شهرت و اعتباری که سخنرانیهای او پیدا کرده بود، باعث می شد وی جهت ایراد سخنرانی به شهرستانهای متعددی دعوت شود. در ادامه این فعالیتها بود که ساواک ایشان را ممنوع المنبر کرد وپس از مدتی، به همکاری علمی و آموزشی وی به عنوان رئیس دپارتمان فلسفه دانشکده الهیات نیز خاتمه داده شد.شهید مطهری در سال1355 در مسافرتی به نجف اشرف موفق شد با حضرت امام (ره) دیدار کند. این اقدام با توجه به حساسیت ساواک، در نوع خود کار بسیار خطرناکی بود.

همچنین مطهری در طی سالهای13551357 در اکثر جلسات روحانیون مبارز در تهران، شرکت موثر و محوری داشت. این جلسات پایه و اساس جامعه روحانیت مبارز تهران را شکل داد.سازمان مجاهدین خلق در سال1354، که تا آن زمان خود را یک گروه مبارز اسلامی مطرح کرده بودند، علنا طی اعلام مواضع استراتژیک جدید، خط مشی کمونیستی را برگزیدند و ازآن پس مخالفت اصولی و اساسی با آنها نیز در دستور کار شهید مطهری قرار گرفت.

شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی پس از دوره ای رکود در روند نهضت اسلامی، به تبع تبعید امام خمینی(ره)، به حرکت این نهضت شتاب بخشید و مبارزان مسلمان را به تجدید یاد و خاطره و نام رهبر دور از وطن نهضت واداشت. آیت الله مطهری در برپایی مجالس باشکوه ختم حاج مصطفی نقش بارزی ایفا کرد و از آن جمله در هشتم آبان1356 مراسم باشکوهی را در مسجد ارک تهران برگزار نمود. اهانت روزنامه اطلاعات به مقام مرجعیت شیعه و ساحت امام خمینی در هفدهم دی ماه همان سال، قیام نوزدهم دی را توسط طلاب و مردم قم به بار آورد.چهلم شهدای قم، تبریز را به صحنه حرکت گسترده تری تبدیل کرد

دهم فروردین تظاهرات مردم یزد به مناسبت چهلم شهدای قیام مردم تبریز توسط نیروهای انتظامی و نظامی به خون کشیده شد. حلقه های شتاب زای انقلاب یکی پس از دیگری به وقوع پیوست. حمله به منزل علما در نوزدهم اردیبهشت، سالگرد قیام پانزدهم خرداد، تحریم عید نیمه شعبان از سوی رهبری نهضت، شروع ماه مبارک رمضان، نماز عیدفطر در تپه های قیطریه، کشتار مردم تهران در میدان ژاله و دهها واقعه خونین دیگر در سراسر کشور، ایران را در آستانه انقلاب قرار داده بود. استاد مطهری به عنوان یکی از ارکان جامعه روحانیت مبارز نقش مهمی در هدایت این حرکت عمومی داشت. با اوج گیری حرکتهای اعتراض آمیز، حکومت بعثی عراق به اشاره حکومت ایران اقداماتی را جهت جلوگیری از فعالیتهای مبارزاتی سیاسی امام در نجف فراهم آورد که خشم و اعتراض شدید مردم و روحانیت مبارز را برانگیخت.

پس از عزیمت امام خمینی(ره) به فرانسه تلگرافی از سوی جمعی از روحانیون تهران خطاب به رئیس جمهور این کشور مبنی بر برخورد احترام آمیز با رهبر انقلاب مخابره شد که نام استاد نیز در جمع امضاکنندگان تلگراف بود. در وضعیت جدید، زمینه ارتباط بیشتری میان امام خمینی و مبارزان مسلمان فراهم آمد. چندماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، استاد مطهری برای برنامه ریزی و هماهنگی با رهبر انقلاب راهی فرانسه شد. امام مسئولیت تشکیل شورای انقلاب را به ایشان واگذار کرد تا زمینه مساعد برای تشکیل حکومت اسلامی فراهم آید. پس از بازگشت مطهری، آیت الله دکتر بهشتی نیز راهی فرانسه شد. در جریان اعتصابات گسترده در دوران انقلاب، تلاشی جهت تولید نفت برای مصارف داخلی توسط هسته هدایت نهضت صورت گرفت که استاد مطهری نقش موثری در این تلاش داشت. دولت شاپور بختیار پس از روی کارآمدن دستور داد فرودگاههای کشور بر روی پروازها بسته شود. در اعتراض به جلوگیری از بازگشت امام خمینی به کشور، روحانیون مبارز در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند. طراح اصلی این اقدام استاد شهید مطهری بود. با قطعیت یافتن بازگشت امام خمینی به میهن، مطهری به همراه شهید حجت الاسلام محلاتی و شهید دکتر مفتح شورای مرکزی کمیته استقبال از رهبر انقلاب اسلامی را به وجود آورد. سرانجام پس از سالها انتظار، هواپیمای حامل امام خمینی در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست. شهید مطهری و آیت الله پسندیده اولین کسانی بودند که در داخل هواپیما به ایشان خیرمقدم گفتند. متن خوشامدی هم که در فرودگاه مهرآباد در حضور امام خوانده شد، به قلم مطهری بود.

    امام خمینی پس از ورود به ایران در دوازدهم بهمن سال1357 به بهشت زهرا رفت. قبل از سخنرانی تاریخی حضرت امام، آیت الله مطهری نطق کوتاهی ایراد کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست ودوم بهمن، شهید مطهری نقش حساسی را در تشکیل کمیته های انقلاب ایفا نمود. تلاشهای بی وقفه و شبانه روزی ایشان تا لحظه شهادتش در یازدهم اردیبهشت ماه سال1358 همچنان ادامه داشت. وی در طول سالها مبارزه سیاسی و فرهنگی یکی از فعالترین و پرکارترین شخصیتهای اصیل اسلامی بود که آثار متعددی را در عرصه های مختلف، با توجه به نیاز روز و ضرورتهای اجتماع، برجای گذاشت. تمام آثار او که همگی در پاسخ به مقتضیات جامعه بود، در قالب صدها سخنرانی، بحث علمی، کتاب و مقاله بر جای مانده است. وی به هنگام شهادت، یکی از اعضای برجسته شورای انقلاب بود. استاد مطهری(ره) پس از پایان جلسه ای که در منزل آقای سحابی برگزار شده بود، توسط گروه مشکوک فرقان مورد سوءقصد قرار گرفت و به شهادت رسید.

برای مطالعه و دریافت کتاب های این شهید بزرگوار می توانید اینجا را کلیک نمایید.

 

منبع:  http://esfahan.basij.ir/?q=node/15214